| بسمه تعالی ریشه دروغ را بخشکانید نه آن را بپوشانید غرض از نوشتن این مطلب یک نکته بیش نیست و آن نیز در باره اخلاق و بد اخلاقی های انتخاب دهم والبته از زبان عالی ترین قدرت اجرایی کشور است. چند روز قبل با تعدادی از اساتید و فضلای حوزه علمیه قم در محضر بزرگی از بزرگان و استوانه های حوزه علمیه بودیم که خود مظهر اعلای اخلاق و عرفان است. این استاد بزرگ حوزه در پاسخ نگرانی محققان حوزه پیرامون بد اخلاقی های انتخاباتی به نکته بسیار مهمی اشاره کرده واظهار نمود: اين تلخيها در اثر نبود اخلاق در جامعه است. وي تصريح كرد: اخلاق در مقابل اينگونه حوادث، مانند سد است و در صورت آمدن سيل، بايد تلفات را نيز تحمل كرد. استاد حوزه علميه قم با بيان اينكه متاسفانه در حوزه و دانشگاه نتوانستهايم سدي بسازيم، اظهار داشت: الان اين مطالبي كه در خبرنامهها و روزنامهها [و البته سیما]مطرح و بعد نيز تكذيب ميشود به واسطه آن است كه عاطفه و اخلاق رعايت نميشود. وي تصريح كرد: الان كه سيل آمده بايد به فكر يك سنگر موقت بود، اما بايد به فكر آينده باشيم. همو، باز هم به بیان شجاعانه (598ق) ابن ادریس صاحب کتاب «السرائر» اشاره کردند که: «اسلام را جز عمل به خبر واحد از بین نبرده است».بیان ابن ادریس چنین است؛ « چیزی جز دلیل واضح و برهان روشن را پیروی نخواهم کرد، هرگز به سمت اخبار واحد (تأیید نشده و غیر مستند) منحرف نخواهم شد.آیا اسلام را جز این نوع کجروی و انحراف به انهدام کشاند؟». سخن این استاد بزرگ حوزه همچنان در گوشم طنین داشت که شب همان روز، یعنی 13/3/88 شاهد مناظره جنجالی دو کاندیدای پر طرفدار انتخاب دهم ریاست جمهوری ؛ مهندس موسوی و دکتر احمدی نژاد از شبکه سراسری سیما بودم. ابتدا بسیار خوشحال بودم که تمرین دموکراسی دینی در جمهوری اسلامی روند رو به پیش دارد و رسانه ملی کارگزار و عامل توسعه آن است. اما خیلی زود دچار حیرت شدم و با کمال نا باوری دوباره یاد سخن استاد اخلاق حوزه افتادم: الان كه سيل آمده بايد به فكر يك سنگر موقت بود، اما بايد به فكر آينده باشيم. آری اکنون سیل آمده است. سیل پوپولیسم و رأی قاپی از مردم بی گناه با تکیه بر اخبار واحد غیر مستند و حتی شاید دروغ.آن هم از زبان عالی ترین قدرت اجرایی نظام جمهوری اسلامی.رئیس جمهور به خیلی ها حمله کرد و بی آن که محکومیت قضایی داشته باشند آبرویشان را برد. هرکدام از این موارد البته قابل بررسی است . اما تکیه و تأکید این نوشته در خصوص یکی از این اظهارات است که ناظر به اعتبار ملی و بین المللی ایران است. احمدی نژاد در مناظره خود با میرحسین موسوی در ادعایی که برای اولین بار بر زبان می آورد گفت: " آقای بلر کتبا نامه داد و عذرخواهی کرد و گفت ما سیاستهایمان را در رابطه با ایران عوض خواهیم کرد." و گفت:این سند در وزارت خارجه ایران موجود است. این سخن بسیار صریح است؛ رئیس جمهور رسماً در رسانه ملی و در مقابل چشمان میلیون ها بیننده داخلی و خارجی که رئیس صدا و سیما بالغ بر 200 میلیون نفر اعلام کرد،اظهار نمود : " آقای بلر کتبا نامه داد و عذرخواهی کرد و گفت ما سیاستهای مان را در رابطه با ایران عوض خواهیم کرد." چند ساعت بعد، خبرگزاری BBC در بخش فارسی خود خبری را منتشر کرد که حاکی از تکذیب هر گونه نامه رسمی بلر، نخست وزیر دولت انگلیس به رئیس جمهور کشورمان بود. متعاقب این تحولات سیاسی که موجب گره خوردن بی جهت مسائل داخلی به دولت های دیگر بود، رسانه های نزدیک به رئیس جمهور(ایرنا، فارس و رجاو...) تصویر سندی را منتشر کردند که تنها حاکی از نامه نگاری عادی و معمول سفارت بریتانیا در تهران به وزارت خارجه کشورمان بود.و نه نامه عذر خواهی رسمی تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا. روشن است که در ادبیات سیاسی و دیپلماتیک، این دو تفاوت گسترده ای دارند. رسانه های ما را چه شده است که اخلاق حرفه ای خود را فراموش کرده اند و باب و دروازه توجیه را هر روز فراختر می کنند. چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟!! آیا کسب چند رأی انتخاباتی و حتی کل قدرت ریاست جمهوری این قدر ارزش دارد که با اظهارنظر حساس،بالبداهه و غیر مستند ، حیثیت و اعتبار ملی و بین المللی یک کشور پر سابقه، انقلابی و اسلامی این چنین ارزان به چوب حراج زده شود؟ آری به نظر می رسد که سیل آمده است و به تعبیر آن استاد عالی مقام و دلسوز حوزه علمیه قم بايد به فكر يك سنگر موقت بود، و بايد به فكر آينده باشيم. ولی این سنگر موقت کجا است و کدام است؟ به نظر می رسد که به نفع دلسوزان نظام است که نهاد های حقوقی، قضایی و قانون اساسی را در مقابل این سیل بنیان کن رها نکنند و بلکه فعال نمایند. و اکنون که اخلاق بر جامعه و دل افراد ، حتی مقامی چون رئیس جمهور حاکم نیست و قدرت باز دارندگی اخلاق را کم کرده اند و صدای وجدان خاموش شده و گوش پوپولیسم از کرنای قدرت طلبی کر شده است، تنها پناه جامعه اعمال قانون برای کنترل افراط ها است. اگر نهاد های قضایی و حقوقی اقتدار لازم را در کنترل این بی پروایی های اخلاقی – سیاسی اعمال نکنند، شاید فردا برای آینده جامعه ما دیر شده باشد. خیلی دیر.زیرا بیماری پوپولیسم نه تنها بر در می کوبد بلکه در دل و داخل نظام انتخاباتی ما رخنه و لانه کرده است. داود فیرحی
|