مصاحبه
-> اخلاق در سياست
-> تونس و مسئله دولت ملی؛ جهان اسلام بايد ميان تداوم راديكاليزم يا دموكراسي‌سازي، يكي را انتخاب كند
-> از کارل مارکس تا ابوبکر البغدادی
-> سرگيجه‌هاي روشنفكري
-> «داعشی شدن دشوار نیست؛ سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری
تازه هاي سايت
-> اسلام و اخلاق صلح
-> اخلاق در سياست
-> " در آستانۀ تجدّد"؛ فقه و ظهور دولت مدرن
-> تونس و مسئله دولت ملی؛ جهان اسلام بايد ميان تداوم راديكاليزم يا دموكراسي‌سازي، يكي را انتخاب كند
-> آسیای میانه؛ ایران و اسلام
پیوندها
انقلاب مشروطه و تحول در نظام حکمرانیتعداد بازيد : 1985

 

فیرحی: مشروطه یک انقلاب کپرنیکی در سیاست بود/ مشروطه،
آستانه تجدد ماست

 

 

 

- http://www.khabaronline.ir/detail/443956

 

 

 

فرهنگ > دین
و اندیشه -
خبرگزاری مهر نوشت:

 

حجت‌‌الاسلام داوود فیرحی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در همایش «مشروطیت؛
فراز و فرودها، چشم‌انداز آینده» که عصر دیروز در دفتر حزب اراده ملت ایران برگزار
شد، گفت:

 

بنده مدت هاست که به چند دلیل؛ درگیر بحث مشروطه ام. دلیل اول اینکه؛
مشروطه یک تغییر بسیار بزرگ است که اسم آن را باید آستانه تجدد ما گذاشت. یک نظام
سیاسی با تمام ویژگی هایش جای خودش را به یک نظام سیاسی دیگر می دهد. در عین حال
نه آن نظام قدیم به کلی محو شده و نه این نظام جدید به کلی مستقر شده است. بعضی از
محققین ما از چیزی به اسم مشروطه ناتمام گفته اند که درست است.

 

وی افزود: یکی از دلایل اهمیت مشروطه، آستانه تجدد بودن ماست؛ سیستم سیاسی
عوض می شود، نظام فکری به طور کلی دارد عوض می شود. هر کسی از زاویه ای یار این
تغییرات می شود. روشنفکران یک جور توضیح می دهند. دولتمردان جوری دیگر و رهبران
مذهبی یک جور، این دگرگونی را توضیح می دهند به همین دلیل شناخت مشروطه ارزش زیادی
دارد... .

 

فیرحی در ادامه گفت:‌

 

 دومین دلیل که مشروطه برای من
اهمیت دارد این است که مشروطه مخزن بزرگی است که ما می توانیم با اندیشیدین و باز
اندیشی در آن راه های برون رفت از بحران های سیاسی امروزمان را پیدا کنیم. خیلی از
کشورها مانند پاکستان و عربستان، تجربه ما را ندارند. در دنیای اسلام می توان گفت
که سه یا چهار کشور است که این تجربه را مانند ما دارند. مصر و ترکیه و اندونزی
هستند که این تجربه را دارند و این مخزن بسیار قوی برای ماست. هرکسی بتواند با
آمادگی بیشتری درباره مشروطه بحث کند، آمادگی بیشتری دارد که نسبت به مسائل امروز
هم نظر بدهد.

 

وی افزود:

 

من در مطالعات خودم احساس می کردم بعضی نقطه های تاریخی، به قول فیلسوفان
لحظه های غیر قابل تکرار تاریخ اند. مانند سقیفه در تاریخ صدر اسلام که غیر قابل
تکرار است و اثرش را همچنان دارد تولید می کند. شبیه همین را ما در جنگ ایران و
روس داریم؛ شکست در مقابل روسها چیزی است که بسیار متفاوت از بقیه جنگ های ماست و
اثر مهمی در تاریخ ما گذاشته است. مشروطه نیز همین گونه است.

 

فیرحی با اشاره به اینکه شهید بهشتی در اوایل انقلاب نماد تحزب است گفت: در
ادبیات بعد از انقلاب اسلامی شهید بهشتی به عنوان نماد تحزب مذهبی است و بهشتی یک
نگاه مذهبی به حزب دارد. من در اینجا نمی خواهم دفاع کنم که شهید بهشتی دیدگاهایش
چقدر درست است. اما شهید بهشتی نماد پیشرو  رابطه بین حزب و مذهب و سیاست از دیدگاه اسلام
است. دو جلد کتاب به عنوان حزب و بررسی مواضع حزب جمهوری اسلامی وجود دارد که
ایشان در آنجا جمله ای تاریخی- مذهبی دارد و می‌گوید؛ دولت مدرن نمی‌تواند شخصی
اداره شود، بلکه ناچار است به صورت جمعی اداره شود و مدیریت آن به صورت جمعی است.
که مبنای بحث من این جمله شهید بهشتی است.

 

وی افزود:

 

حالا که دولت مدرن اساسش بر مدیریت جمعی است، تنها دو راه وجود دارد؛ یا
اینکه به صورت حزبی اداره شود و یا سر از محفل و فساد درخواهد آورد که به نظرم این
نکته ای کلیدی است. ایشان دو قاعده را به هم چسبانده و از آنها نتیجه گرفته است.

 

فیرحی گفت:

 

نخستین فرض شهید بهشتی از دولت بعد از مشروطه، مدرن بودن آن است و مدرن
بودن آن هم به این است که بیشتر اقتضائات یک دولت مدرن را دارد. دومین فرض این است
که دولت مدرن ناگزیر به صورت جمعی اداره می شود و اداره جمعی دولت دو حالت بیشتر
ندارد؛ یا فاسد است و یا به صورت صحیح اداره می شود. حالت فاسد آن اداره محفلی است
یا به تعبیر برخی اداره موجی است. برخی اصطلاح اتوبوسی را به کار بردند. دکتر
بهشتی فرضش براین است که اداره محفلی مظهر اداره فاسد است. چرا که محافل قابل
کنترل و سنجش نیستند و برنامه و مرامنامه ندارند و علنی نیستند. به همین دلیل هم
خیلی زود میل به فساد پیدا می کنند. چون سیاست بزرگترین نهاد جامعه ملی است، فسادش
هم بزرگترین فسادها است.

 

وی افزود:

 

مرحوم شهید بهشتی نوع دوم اداره جمعی را حکومت اداره حزبی می دانست. ایشان
یک نتیجه می گیرند که حزبِ صحیح هست یا نظامِ حزبی صحیح هست که جامعه را می تواند
درست اداره کند. یعنی اگر حتی احزاب باشند اما نظام حزبی نادرست شکل گرفته باشد
دوباره اداره حکومت به سمت محافل می چرخد و حرکت می کند.

 

فیرحی ادامه داد:

 

تیتر صحبت من «انقلاب مشروطه و تحول در نظام حکمرانی» است. ما در ایران قبل
از مشروطه نوعی از نظام سیاسی به ظاهر پادشاهی با اسم سلطنت داشتیم. مانند سلطنت قاجار.
اما تکنیک اداره آن زمان عبارت از چیزی به نام ممالک محروسه است. ممالک محروسه
بازمانده نوعی از اداره کشور توسط کوروش و ایران باستان است، البته به صورت خراب
شده و به هم ریخته آن. بازمانده الگوی "ساتراپی" است که در دوره اسلامی
هم تغییر چندانی نیافته بود.

 

وی افزود: ممالک محروسه اصطلاحی است که هر منطقه حداکثر خودمختاری را داشت
و شاهنشاه به عنوان نماد وحدت کل کشور محسوب می‌شد که در مرکز بود. بنا برتعریف آن
دوره، ما پنج ولایت در کل کشور داشتیم که عبارت بوداند از: تهران، آذربایجان،
خوزستان، فارس و خراسان.

 

این استاد دانشگاه گفت:

 

قانون انجمن های ایالتی و ولایتی بر اساس این سیستم طراحی شده بود. انقلاب
مشروطه را به لحاظ نظام اداری، انقلاب انجمنی می گویند. یعنی انجمن تهران و تبریز
و فارس هر یک اختیاراتی دارند و نظام انجمنی شبیه حکمرانی محلی است و هر محل برای
خودش یک حاکم نشین دارد. که این حاکمان برای خودشان وزرایی داشتند و امیرکبیر و قائم
مقام از این وزیران بودند. یعنی هر منطقه ای برای خودش مجلس داشت، انجمن داشت و مجلس
تهران انجمنِ انجمن ها بود؛ مجلس شورای ملی، انجمن آن انجمن ها تلقی می شد.

 

وی ادامه داد:

 

مرحوم آیت‌الله نائینی در خاتمه کتاب تنبیه الامه توضیح می‌دهد که انجمن‌ها
موتور دموکراسی هستند و بحث را به این ختم می دهد که مشروطه روی پاشنه انجمن
ایستاده و در آن کتاب از انجمن صحیح و انجمن غلط صحبت می‌کند.

 

فیرحی در ادامه گفت: اما از مجلس دوم به بعد چیزی به نام احزاب پیدا می‌شود
که جایگزین انجمن ها می شوند. و فرق احزاب با انجمن ها این بود که احزاب برش ملی
دارند. یعنی دفتری در تهران دارند و دفاتری هم در شهرستانها دارند و بنابراین دولت
دارد متمرکز می شود. اما انجمن ها اینطور نبودند مثلاً انجمن تبریز از انجمن تهران
مستقل بود. و رابطه اینها از طریق مجلس بود. در حالی که نظام حزبی نظام انجمن‌ها
را تکامل بخشید و بر روی احزاب تکیه کرد. اولین احزاب ما که دو تای شان حزب
دموکرات و اجتماعیون بودند برای نخستین بار یک نوع نظام نامه های ملی به جای محلی
درست کردند. یعنی دیگر ما ممالک محروسه نداشتیم بلکه چیزی به نام "دولت ملی
ایران" داشتیم.

 

وی گفت:

 

نتیجه اینکه، ما با مشروطه دچار انقلاب کپرنیکی در سیاست و حکمرانی شدیم.
مشروطه یک انقلاب اساسی است. یعنی نظام ممالک محروسه به یک دولت ملی تبدیل می شود
و قوانین متمرکزی بر کل ملت نوشته می شود. در حالیکه که قبلاً چنین چیزی نبود.

 

وی با اشاره به اهمیت قانون گفت:

 

چون قانون تقسیمات کشوری مهم بود خود سلطان آن را امضا کرده است. برای
اولین بار در ایران نخستین دولت ملی تشکیل می شود. دوستانی که می گویند در زمان
صفویه دولت ملی بود آنها تصویری غیر تکنیکی از دولت ملی دارند. درصورتی که یک سال
و چهار ماه بعد از انقلاب مشروطه نخستین قانون تشکیلات ملی شکل می گیرد و قانون
دوم حدود دو ماه بعد از آن تنظیم می شود و آن را صدراعظم امضا کرده که اسم آن
قانون انجمن های ایالتی و ولایتی است که در امتداد قانون اول است و به معنای شیوه
اداره کشور است، یعنی از این دو قانون یکی دارد تشکیلات و تقسیمات ملی را نشان می
دهد و یکی هم نوع اداره کشور را نشان می دهد. که این نوع اداره اساسش برفدرالیزم
متمرکز است. یعنی استقلالی به مناطق داده اما تصمیم های حاکمیتی را به مجلس یا
دولت مرکزی داده است و بعد یک تحولی شد که تغییر نظام انجمنی به نظام حزبی است و
برای نخستین بار احزاب ما ظاهر می شوند.

 

فیرحی گفت:

 

 این سیستم تبعات زیادی داشت و من
چون طلبه ام تبعات مذهبی آن را می شمارم. خلاصه اینکه، قبل از انقلاب مشروطه نظام
مذهبی ما شبیه نظام سیاسی مان غیر متمرکز بود و شباهت بسیاری به نظام سیاسی داشت.
به گونه‌ای که هر مجتهد محلی، مرجع مذهبی هر محلی بود و بنابراین رابطه اش با حاکم
آن محل تعریف می شد. مثلاً مجتهد تبریز رابطه اش با مظفرالدین شاه بود و ... .

 

فیرحی با بیان اینکه نظام مذهبی ما قبل از مشروطه نظام غیر متمرکز بود،
افزود: رویه ثابتی به نام رابطه دین و قانون گذاری وجود نداشت. اما از مشروطه به
بعد اتفاق مهمی که افتاد این بود که هیچ نقطه‌ای از ایران هیچ کس نمی تواند خارج
از قانون موضوعه و ملی عمل کند حتی اگر شریعت باشد. اما رابطه شریعت و قانون فقط
در مجلس بررسی می شود؛ یعنی هر مذاکره و گفت و شنودی که بناست اتفاق بیافتد فقط
باید در چهاردیواری مجلس اتفاق بیافتد و بعد از آن همه موظف به عمل به قانون
موضوعه هستند. بنابراین تمام مجتهدین محلی اختیاراتشان سلب شد و بحث به این برگشت
که تنها معیار انسان ایرانی قانون موضوعه است اما قانون موضوعه نباید مخالف شریعت
باشد. این چیزی بود که منازعه را از پیرامون و حواشی به مجلس جمع کرد.

 

این عضو هیأت علمی دانشگاه ادامه داد:

 

بحث بعد این بود که این قانون چگونه وشغ شود و چگونه قانونی باید وضع شود؟
این یک انقلاب بزرگی در مذهب و سیاست ایران بود که مناسبات مذهب و سیاست را تعریف
کرد؛ همه چیز باید بر مبنای قانون موضوعه باشد و نسبت قانون و شریعت فقط در مجلس تعیین و تفسیر شود.
به عنوان مثال، اگر رئیس جمهور ما چندی قبل گفت «پلیس نباید به اسلام عمل کند بلکه
باید قانون را عمل کند»، امتداد همان اصلی است که در مشروطه و بعد از آن جاری است.
اصلاً فلسفه دولت مدرن همین است، چرا که اگر هر کسی خودش بخواهد شریعت را اجرا کند
به قبل از مشروطه برمی گردیم. یعنی بحث به حاکمیت قانون موضوعه برگشت و بعد بحث
این بود که حالا قانون موضوعه را چگونه بنویسیم و رابطه قانون موضوعه با شهروند
چگونه است. بلافاصله حزب به واسطه بین شهروند به عنوان حاکمان یا صاحبان حاکمیت از
یک سوی و شهروندان به عنوان پیروان قانون از سوی دیگر تبدیل شد. یعنی در واقع هر
شهروند دو چهره دارد؛ شهروندی که حق قانونگذاری دارد و شهروندی که باید تابع قانون
باشد. گفتند که حزب، آدابتور این فرایند است. یعنی حزب موتورهای کوچک را به موتور
بزرگ دولت تبدیل می کند. بنابراین مناقشه را دولت مدرن از محلات و مناطق جمع کرد.

 

وی گفت:

 

فکر کردن به حزب دو قسمت دارد؛ یکی اینکه حزب چه شرایطی دارد تا حزبی درست
باشد و دوم اینکه حزب مانند نماز دارای أجزاء و ارکانی است. باید آن شرایط و
مقدمات درست را داشته باشد و در عین حال مانند نماز اجزای آن هم باید درست باشد،
تا یک حزب تمام و کامل شکل گیرد. از آن زمان محققان کم و بیش برروی این مسئله کار کردند
که البته نا تمام ناتمام است. به نظر می رسد که ما اندیشه‌های فلسفی و نظری زیادی
در حوزه سیاست داریم اما اندیشه‌های تکنیکی ما کم است.
 از دیدگاه نظری، ما می‌دانیم شهروند باید آزاد باشد اما  به درستی نمی‌دانیم چگونه آزادی شهروندان را
ضمانت کنیم. در مشروطه نیز بحث تکنیک ضعیف بود و ما
۱۰۹ سال است که
تاوان یک اشتباه را داریم می‌پردازیم و آن عدم توجه به تکنیک های اداره حزبی است.

 

 

 



نظرات:
نام:
ايميل:
وبلاگ: http://
پيام:
لیست صفحات
جستجو
ورود اعضاء
نام کاربري:
رمز عبور:
ثبت نام